بغض من فدای آرامش تو...

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1392ساعت 22:56 توسط ... |

ببخشید... شما؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1392ساعت 2:49 توسط ... |


قصه همون قصه است/ قصه تکراری از ماست که بر ماست!


+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1392ساعت 18:13 توسط ... |

عمر داره می گذره

مثل باد

مثل برق

...

می ترسم برق بره و دیگه نیاد!

+ نوشته شده در جمعه 21 مهر1391ساعت 20:12 توسط ... |

دلم، مثل توپ قلقلی، 

به هوا می رود

به زمین می خورد، 

خرد می شود.

دوباره به هوا می رود،

به زمین می کوبد،

خردتر می شود!

دوباره به هوا...

...

بس کن دلم!

بس کن.

+ نوشته شده در سه شنبه 18 مهر1391ساعت 1:6 توسط ... |

دلم برای این صفحه، 

خاطراتم،

شما،

دلم

تنگ شده!

+ نوشته شده در دوشنبه 17 مهر1391ساعت 2:48 توسط ... |


هیچ چیز بد تر از این نیست که اشتباها با کسی آشنا شوی!

+ نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن1390ساعت 3:8 توسط ... |


اين ورق هم بوي نا گرفته!

مثل ديوارش كه يك زمان كاهگلي بود....

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 شهریور1390ساعت 17:11 توسط ... |


من از چشم هاي تو مي گريزم خواب از من...!


+ نوشته شده در یکشنبه 12 تیر1390ساعت 1:56 توسط ... |


كاش مردم شهرمون اينقدر غريبه نبودن

اونوقت من ميتونستم در آرامش به يه گردش روزانه دعوتت كنم

بدون اينكه نگاه پرسشگري هواي ذهنمون رو آلوده كنه 

...

حيف

...


+ نوشته شده در پنجشنبه 2 تیر1390ساعت 12:35 توسط ... |

مطالب قدیمی‌تر